نه آن پرنده مهاجری که با بهار به آشیانه باز میگردد !
مهاجرم من
آن مهاجری که با بهار رفته
و کاش میکشد
که کاش سوی آشیانه پرکشد
پیشتر از آنکه کوهها پیر شوند!
"گیلمرد"
|
مهاجرم
نه آن پرنده مهاجری که با بهار به آشیانه باز میگردد ! مهاجرم من آن مهاجری که با بهار رفته و کاش میکشد که کاش سوی آشیانه پرکشد پیشتر از آنکه کوهها پیر شوند! "گیلمرد" + نوشته شده توسط گیلمرد در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت
14:22 |
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! + نوشته شده توسط گیلمرد در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت
15:24 |
شب سیاه است هنوز
و من از تاریکی میترسم! بزرگترین دروغ قرن را که گفت که سالهاست ما خیل خوش باوران پشت بر مشرق خورشید را منتظریم! شب سیاه است هنوز... + نوشته شده توسط گیلمرد در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت
13:14 |
مثل خورشید لب بوم نگاه تو چرا/نکنه قصد سفر داری و چیزی نمیگی
گیلمرد + نوشته شده توسط گیلمرد در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت
10:34 |
پاییز همون بهاره
با این تفاوت که پس از بهار تابستون میاد و پس از پاییز زمستون!!! + نوشته شده توسط گیلمرد در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت
15:20 |
پاییز که میشه پستاندارا لباسهای گرم میپوشن و درختا لبا ساشون رو درمیارن!
انگار درختا بر عکس ما با سرد تر شدن هوا بیشتر گرمشون میشه! اونقدر که به ناچار لخت میشن! ؟؟!!!! + نوشته شده توسط گیلمرد در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت
16:15 |
بی قار قار تو پاییز بینواست!
+ نوشته شده توسط گیلمرد در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت
10:3 |
دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من! ... + نوشته شده توسط گیلمرد در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت
17:51 |
|
|